خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





کنایه های علی آبادی

    زیبایی شناسی های زبانی وادبی لهجه ی علی آبادی

    کنایه

    « دسی پناه چراغ گرفتن »[1]

    در زندگی سنتی و در نبود نیروی برق و وسایل نور پردازی و لامپ ها و چراغ های امروزین، مردم قدیم تاریکی شب را با چراغ های پیه سوز[2] و گرد سوز و - این اواخر - نفت سوز روشن می کردند و چراغ لاله و چراغ موشی[3] نام هایی آشنا در تاریک - روشن شب های قدیم بود.

     کم جان بودن شعله ی این چراغ ها و در معرض باد بودن آنها باعث می شد که با وزش اندک نسیمی شعله ی چراغ کور شود[4] . با توجه به این حساسیت و همچنین نایاب بودن سوخت این چراغ ها،  مراقبت از آنها و به اصطلاح « دستی پناه چراغ گرفتن » اجتناب ناپذیر و ضروری بود.

    این ظاهر کار است و نُه توی زبان و فرهنگ کهن علی آبادی، مفهومی پنهان تر و پیچیده تر را از این اصطلاح عرضه می کند.مفاهیمی چون قناعت؛ مراقبت؛ حسابگری؛ به فکر بودن و ... در جریان زندگی روزمره و خرج و مخارج آن. یعنی دخل و خرج سنجیده و خرج کردنِ همسنگ با دخل؛ یعنی مصرف سنجیده و حساب شده ی آذوقه و خوار و بار؛ یعنی نوشیدن به اندازه ی آب از کوزه ی آبی که زنها به زحمت فراوان از بالای باغ آورده اند؛ یعنی احترام به طبیعت و بریدن فقط یک شاخه ی تِنگز[5] و خِوِشک[6] برای صاف کردن شیر گوسفند و نه بیشتر.

     

    « فلانی اجاقش کوره »

    کنایه ای است توام با حس ترحم و دلسوزی.

     عقیمی و سترونی؛ بیحاصلی!

     در روزگاری که زندگی دشوار سنتی با دامداری؛ کشاورزی و باغداری عجین بود و نیروی بدنی حرف اول را در گذران زندگی و حفظ بقا می زد، نداشتن فرزند وبه ویژه فرزند پسر-  علاوه بر رنج درونی سترونی و عقیم بودن، تحقیر و ترحم همولایتی ها را نیز بر می انگیخت.

    در متن آن فرهنگ، کور بودن اجاق یا خاموش بودن اجاق معناهایی پنهان تر را به یاد می آورد. اجاقی که کور باشد؛ یعنی نیاز به روشن بودنش نبوده؛ چرا که در  آن خانه سر و صدا و شور و بریز و بپاش بچه ها نبوده؛ که سر ظهر ناهار بخواهند و سر شب شام. یعنی زن و شوهری تنها که به لقمه نانی روزگار می گذرانند.

    کور بودن اجاق به یاد می آورد که در آن خانه پسر نوجوان خوش قد و قامت و جویای نامی نبوده که صُب گا[7]با صدای شوفتک[8] همسالانش از خواب برخیزد؛ بند و ارّه اش را از بالای سرش بردارد[9] و راهی کوه و جنگل شود و عصر با کوله باری از هیزم، خرد و خسته وارد خانه شود.

     

     

     



    [1] در مبحث زیبایی شناسی ادبی، این مورد و و مورد بعدی در واقع « استعاره تمثیلیه » هستند و در اینجا با مسامحه از آنها به عنوان « کنایه » یاد می کنیم.

    [2] چراغی که مردمان قدیم برای سوخت، از چربی و پیه حیوانات در آن استفاده می کردند. 

    [3] Čerāq- mūš- ē

    [4] خاموش شود

    [5] Tengezدرختچه ای که از شاخه های خار دار آن برای پالایش و گرفتن مو و زواید موجود در شیر تازه دوخته شده استفاده می کردند.

    [6] Xeveškدرختچه ای که از چوب آن برای پالایش و صاف کردن شیر دوشیده از گوسفند استفاده می کردند

    [7] Sob – e – gāصبحگاه، پگاه

    [8] Šūft - akسوت

    [9] یکی از وظایف پسرهای نوجوان و جوان در علی آباد قدیم، رفتن به کوه و جنگل و تامین هیزم خانوار بوده است


    این مطلب تا کنون 16 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : چراغ ,یعنی ,زندگی ,اجاق ,خانه ,قدیم ,بودن اجاق ,برای پالایش ,چراغ گرفتن ,پناه چراغ ,زیبایی شناسی ,
    کنایه های علی آبادی

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده